...::: به نامه آنکه اشک را آفريد تا چشم تو خشک نشود :::...

عاشقی يعنی تمام چشم تو

عشق تنها اتهام چشم تو

تازگی ها مهربانی ميکنند

مردمان بی مرام چشم تو

تور صيادان بد هرگز مباد

کبک های خوش خرام چشم تو

شعرهای سعدی و حافظ نداشت

چشم تو

ENTER

ويژگی های کلام چشم تو

وقت خوابيدن چرا گم می شوم

در ميان ازدحام چشم تو

شاعران را باز بی خود ميکند

خوردنی های حرام چشم تو

کی به پايان ميرسد اين ماجرا

شعرهای ناتمام چشم تو

کرده ام در محضر رسمی عشق

شعرهايم را به نام چشم تو

من يقينا باز عاشق ميشوم

با تبسم با سلام چشم تو

اين غزل را هم به پايان می برم

باز با حسن ختام چشم تو