|
عاشقی يعنی تمام چشم تو عشق تنها اتهام چشم تو تازگی ها مهربانی ميکنند مردمان بی مرام چشم تو تور صيادان بد هرگز مباد کبک های خوش خرام چشم تو شعرهای سعدی و حافظ نداشت
ويژگی های کلام چشم تو وقت خوابيدن چرا گم می شوم در ميان ازدحام چشم تو شاعران را باز بی خود ميکند خوردنی های حرام چشم تو کی به پايان ميرسد اين ماجرا شعرهای ناتمام چشم تو کرده ام در محضر رسمی عشق شعرهايم را به نام چشم تو من يقينا باز عاشق ميشوم با تبسم با سلام چشم تو اين غزل را هم به پايان می برم باز با حسن ختام چشم تو
|
|
|